اسفندان – اگر یک هفته کرفس بخورید چه اتفاقی در بدنتان می‌افتد
52 دقیقه پیش ارسال شده

کنترل وزن برایتان راحت‌تر می‌شود
به گزارش سلامت نیوز به نقل از تبیان، کرفس بیشترش آب است اما ویتامین K و مواد معدنی زیادی نیز دارد. چیزی که در مورد کرفس باید به یاد داشته باشید این است که کالری منفی است، یعنی بدنتان برای گوارش کرفس، به کالری بیشتری از کالری ِ خود کرفس نیاز دارد. به منظور کاهش وزن می‌توانید خود کرفس را بخورید یا اینکه آب کرفس تهیه کنید که یک و نیم فنجان آن فقط ۱۶ کالری دارد.

تسکین سوزش معده

ریفلاکس اسید معده به مری بیماری‌ای است که معمولاً به دلیل تغذیه‌ی نادرست یا بدهضمی روی می‌دهد. آب کرفس می‌تواند سوزش معده را فوراً تسکین بدهد و اسیدیته‌ی معده را تنظیم کند. البته این یک راه‌حل موقت است و باید برای درمان قطعی به پزشک مراجعه کنید.

درمان زخم معده

مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۰ نشان داد کرفس حاوی نوع خاصی عصاره اتانول است که از بروز زخم در مخاط سیستم گوارشی جلوگیری می‌کند. کرفس دارای فلاوونوئیدها، تانین‌ها و عصاره‌ها و آلکالوئیدهایی است که تولید موکوس محافظ در داخل روده‌ها را افزایش می‌دهند.

خواص ضدالتهابی

کرفس خاصیت ضد کلسترول هم دارد که با تعدیل سطح کلسترول موجب جلوگیری از افزایش فشارخون نیز می‌شود

التهاب در بدن، یک اسفندان ایمنی است که در پاسخ به عفونت یا تحریک صورت می‌گیرد و لزوماً چیز بدی نیست زیرا این شیوه‌ی بدن برای محافظت از شما در برابر شیوع عفونت است. اما گاهی باید التهاب و عوارض ناشی از آن را کنترل کنید و کرفس می‌تواند در این کار کمکتان کند چون هم خاصیت ضدالتهابی دارد و هم ویژگی آنتی‌اکسیدانی. ضمناً کرفس می‌تواند کاری کند که دندان‌هایتان سفیدتر جلوه کنند زیرا کلسیم دارد.

خوب است بدانید محصولاتی که آب فراوانی دارند می‌توانند بدن را به خوبی هیدراته کنند مانند خیار (۹۸ درصد آب) و البته کرفس (۹۵ درصد آب).

کمک به عملکرد گوارش

کرفس علاوه بر آب فراوان، فیبر زیادی هم دارد. فیبر طبیعی و فیتوشیمیایی‌ها می‌توانند دیواره‌های معده و روده‌ی کوچک را تحریک کرده و جلوی یبوست را بگیرند زیرا به حرکت‌های دودی کمک می‌کنند. کرفس به آنزیم‌های گوارشی کمک می‌کند مواد مغذی را تجزیه کرده و جذب خون کنند.

کاهش فشار و کلسترول خون

کرفس خاصیت ضد کلسترول هم دارد که با تعدیل سطح کلسترول موجب جلوگیری از افزایش فشارخون نیز می‌شود. کرفس باعث آرام‌سازی و شل شدن عضلات می‌شود و جریان پتاسیم و کلسیم را داخل و بیرون سلول‌ها بهبود می‌دهد.

همان‌طور که دیدید کرفس فواید زیادی برای سلامتی دارد که می‌توانند در عرض مدت کوتاهی یا حتی فوراً خود را نشان بدهند.

+ اسفندان – اگر یک هفته کرفس بخورید چه اتفاقی در بدنتان می‌افتد
دانلود آهنگ بهنام صفوی چقدر خوبه
1 ساعت پیش ارسال شده

دانلود آهنگ بهنام صفوی چقدر خوبه

هم اکنون آپ موزیک برای شما کاربران ترانه چقدر خوبه با صدای بهنام صفوی با کیفیت 320 و 128 آماده کرده

خواننده و آهنگسازی : بهنام صفوی

Exclusive Song: Behnam Safavi – “Cheghadr Khoobe” With Text And Direct Links In UpMusic

… جهت تکمیل آرشیو …

AQW دانلود آهنگ بهنام صفوی چقدر خوبه

متن آهنگ چقدر خوبه بهنام صفوی

♪♪♫♫♪♪♯

چشاتو وا کن و زل بزن بهم
♪♪♫♫♪♪♯ واسه دیدن تو اینجا اومدم ♪♪♫♫♪♪♯
اومدم بگم هنوز عاشقم

oomadam begam hanooz asheqam
زیر حرفای قدیمم نزدم
وقت رفتن به تو گفتم عشقم
من یه روز دوباره بر می گردم
♪♪♫♫♪♪♯ تو روزای دوری و تنهایی ♪♪♫♫♪♪♯
روز و شب فقط به تو فکر کردم
چقدر خوبه که دستامو تو دستای تو می ذارم

UpMusicTag دانلود آهنگ بهنام صفوی چقدر خوبه
چه دنیایی تو چشمات، چقدر دنیامو دوست دارم

che donyaeu to cheshmate

cheqadr donyato dos drm
با نگاه مهربونت امشب
♪♪♫♫♪♪♯ به قشنگی شبه مهتابه ♪♪♫♫♪♪♯
خنده های تو پر از احساسه
بعضی وقت ها اخمتم جذابه

bazi vaqta akhmetam jazabe

♪خواننده و آهنگسازی : بهنام صفوی♪
نمی دونم تو کی بودی اما

nemidonm to ki bodi ama
من دیونه رو مجنون کردی
♪♪♫♫♪♪♯ دلمو تو عشق تو گم کردم♪♪♫♫♪♪♯
وقتی موها تو پریشون کردی

vaqti mohato parishon kardi
چقدر خوبه که دستامو تو دستای تو می ذارم

♪♪♫♫♪♪♯

بهنام صفوی چقدر خوبه

منبع ( source ) : دانلود آهنگ بهنام صفوی چقدر خوبه

+ دانلود آهنگ بهنام صفوی چقدر خوبه
«فورد» پیشرفته‌ترین مرکز شبیه‌سازی شرایط آب و هوای را افتتاح کرد
2 ساعت پیش ارسال شده

تست خودروها در شرایط آب و هوایی مختلف,اخبار خودرو,خبرهای خودرو,مقایسه خودرو
+ «فورد» پیشرفته‌ترین مرکز شبیه‌سازی شرایط آب و هوای را افتتاح کرد
اسفندان – وضع شدیدترین تحریم‌های طول تاریخ علیه ایران
4 ساعت پیش ارسال شده


وضع شدیدترین تحریم‌های طول تاریخ علیه ایران

 

به گزارش اسفندان#مایک پامپئو وزیر خارجه آمریکا در اندیشکده «هریتیج» حاضر شد تا از راهبرد این کشور در قبال ایران پس از خروج از توافق هسته‌ای رونمایی کند.

 

سه شنبه ۱۸ اردیبهشت رئیس‌جمهور آمریکا رسما خروج این کشور از توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ را اعلام کرده بود و حالا «مایک پامپئو» از استراتژی جدید این کشور در قبال ایران سخن گفت.

 

وزیر خارجه آمریکا در ابتدا در دفاع از خروج واشنگتن از برجام گفت که این توافق جهان را در معرض تهدیدات گوناگون قرار داده بود.

 

مایک پامپئو در ابتدا گفت: «دو هفته قبل، رئیس‌جمهور ترامپ به مشارکت آمریکا در برجام پایان داد و این کار را به یک دلیل روشن انجام داد: این توافق در ارائه تضمین به مردم آمریکا درباره ایمنی و امنیت انها در برابر تهدیدهای رهبران جمهوری اسلامی ایران ناکام مانده بود. دیگر تمام شد. دیگر ایجاد ثروت برای حاکمان ایران تمام شد. دیگر، شلیک موشک به ریاض و بلندی‌های جولان را نمیپذیریم. دیگر شاهد توسعه و بسط بدونِ هزینه قدرت ایران (در منطقه) نخواهیم بود. برجام به خاطر نقص‌ها و عیوب کشنده آن، جهان را در خطر قرار داده بود».

 

وی در مثال از «نقص‌های کشنده» برجام، مهلت چند هفته‌ای برای گرفتن تاییدیه از ایران به منظور بازرسی بازرسان از تاسیسات این کشور و بند غروب آفتاب، به عنوان «عیوب کشنده برجام» نام برد.

 

وزیر خارجه آمریکا مدعی شد که برجام، سبب حصول ایران به بمب اتمی و به راه افتادن مسابقه در منطقه خاورمیانه برای دستیابی به سلاح اتمی می‌شود.

 

وی سپس به «نمایش اخیر» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی درباره برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد و گفت که این اسناد ادعایی نشان داد که «ایران سال‌ها درباره این برنامه دروغ گفت».

 

به گفته او، «ایران با سوء نیت وارد برجام شد و حتی امروز هم رژیم به دروغ گفتن ادامه می‌دهد. همین ماه قبل ظریف وزیر خارجه ایران به یک برنامه تلویزیونی گفت که :ما هرگز نمی‌خواستیم که سلاح اتمی تولید کنیم”. این ادعا، خنده دار است اگر نگوییم که پشت آن یک فریبن و نیرنگ بوده باشد». 

 

وی همچنین، مکانیسم بازرسی برجام را ضعیف خواند و همچنین گفت که این توافق، «هیچ کاری» درباره برنامه موشک بالستیک ایران نکرد.

 

به ادعای او، برجام فرصتی برای رهبران رژیم ایران برای رساندن مزایای اقتصادی به مردم ایران ایجاد کرد اما آنها چنین کاری را انجام ندادند و در عوض، با این پول به حمایت مالی از نیروهای نیابتی خود در سراسر منطقه از قبیل حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها پرداختند.

 

پامپئو مدعی شد: ایران در طول مدت برجام، پیشروی خود در سراسر خاورمیانه را گسترش داد. از منظر استراتژیک، دولت اوباما این شرط بندی را کرد که این توافق سبب خواهد شد که ایران اقدامات طغیانگرانه و سرکشانه خود را متوقف کرده و خود را با هنجارهای بین المللی همراه خواهد کرد اما این یک شرط بندی و قمار همراه با باخت بود البته این شرط بندی تبعات بسیاری برای مردم سراسر منطقه  داشت.

 

وی با انتقاد از تاثیرات برجام روی مسائل منطقه مدعی شد که «امروز لبنان، در قیاس با قبل از توافق برجام، تبدیل به یک خانه و مکان راحت تر برای حزب‌الله شده است. حزب‌الله اکنون تا دندان توسط ایران مسلح شده است».

 

وزیر خارجه آمریکا همچنین مدعی شد که ایران و حزب‌الله با اعزام نیرو به سوریه، به «رژیم قاتل اسد» در ایجاد مناطق کشت و کشتار در سوریه کمک کرده است.

 

پامپئو با این ادعا که دولت بشار اسد، ایران و حزب‌الله لبنان مقصر بحران پناهندگان سوریه هستند، هشدار داد که در بین سل پناهجویان اعزام شده به اروپا، تروریست‌هایی هستند که درصدد انجام عملیات تروریستی در اروپا هستند.

 

این مقام آمریکایی همچنین مدعی شد که ایران در عراق ضمن حماین از گروه‌های تروریستی و شبه نظامی، نیروهای امنیتی عراق را تضعیف و حاکمیت عراق را به خطر می‌افکند و همه این کارها در طول مدت برجام انجام شده است.

 

وزیر خارجه دولت ترامپ بدون اشاره به حملات همه جانبه عربستان سعودی و امارات متحده عربی به یمن، ادعا کرد که ایران با حمایت از حوثی‌ها و تداوم درگیری در یمن، سبب «تداوم گرسنگی دادن به مردم یمن شده است».

 

وی سپس از آنچه حمایت ایران از حملات موشکی به عربستان و امارات و «تهدید کشتیرانی بین المللی» خواند، سخن گفت.

 

وزیر خارجه آمریکا، همچنین ایران را به حمایت از طالبان در افغانستان متهم کرد.

 

این مقام دولت ترامپ در ادامه لفاظی‌های بی اساس خودش مدعی شد که نیروهای ایرانی اقداماتی از قبیل «ترورهای مخفی و محرمانه در قلب اروپا انجام می‌دهند».

 

پامپئو با نام بردن اسامی «باقرنمازی و سیامک نمازی و رابرت لوینسون» ادامه داد: «باید به خاطر داشته باشیم که در طول مدت برجام، ایران به گروگان گیری از آمریکایی‌ها ادامه داد».

 

وی سپس در ادعای خنده‌دار، ایران را به تداوم حمایت از تروریسم و حتی «حمایت از القاعده» متهم کرد.

 

وزیر خارجه آمریکا خطاب به «مردم ایران» گفت: «آیا شما خواهان شناخته شدن به حامی حزب‌الله، حماس، حزب‌الله، طالبان و القاعده باشید؟ آمریکا معتقد است که شما سزاوار چیزهایی بهتری هستید».

 

پامپئو با این ادعا که آمریکا اکنون «خارج از برجام» به تهدیدات ایران می‌پردازد، گفت: «ما فشارهای بی سابقه اقتصادی علیه رژیم ایران اعمال خواهیم کرد. رهبران در تهران نباید درباره جدیت ما تردیدی داشته باشند. به لطف دوستان و همکاران ما در وزارت خزانه داری آمریکا، تحریم‌ها به قدرت قبل بازخواهند گشت و تحریم‌های جدیدی هم در راه هستند».

 

 وی مدعی شد: «رژیم ایران باید بداند که این تازه شروع (فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران) است. اگر رژیم دستورکار و مسیر اقداماتش را تغییر ندهد، گزش تحریم‌ها دردناک خواهد بود».

 

وزیر خارجه آمریکا افزود: «وقتی تحریم‌های ما علیه ایران تکمیل شد، این تحریم‌های شدید ترنی تحریم‌ها در جهان خواهد شد».

 

وی در بخش دیگری از سخنانش خطاب به ایران گفت: «من به رهبران ایران سخنان رئیس‌جمهور ترامپ را یادآوری می‌کنم که گفته بود اگر آنها برنامه هسته‌ای خود را مجددا به راه بیاندازند، آنها به مشکلات بزرگتری برخواهند خورد، مشکلاتی که بسیار بزرگتر از مشکلاتی است که آنها تاکنون داشتند».

 

مقام آمریکایی با گرفتن ژست حمایت از مردم ایران، گفت که دولت آمریکا به «حمایت از حقوق بشر در ایران ادامه خواهند داد».

 

وی سپس با اشاره ضمنی به برخی آشوب‌های در دی ماه گذشته و همچنین ناآرامی‌های اخیر در برخی شهرهای ایران، مدعی شد: «روزانه شاهد اعتصاب در ایران هستیم».

 

توافق جدید مورد نظر آمریکا با ایران که پامپئو آن را اعلام کرد شامل درخواستها و بندهای زیر است:

۱. ایران باید به آژانس گزارش کاملی از ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ارائه کند و از این اقدامات دست بکشد و به شکلی که قابل راستی آزمایی باشد برای همیشه برنامه نظامی هسته ای خود را کنار بگذارد.

۲. ایران باید غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و هرگز به دنبال بازفرآوری پلوتونیوم نرود و تاسیسات آب سنگین خود را ببندد.

۳. ایران باید به بازرسان آژانس اجازه بازدید از همه سایتهای خود در سرتاسر کشور بدهد.

۴. ایران باید به برنامه موشکهای بالستیک خود پایان دهد و پرتاب یا توسعه موشکهای با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را متوقف کند.

۵. ایران باید شهروندان آمریکایی و همچنین شهروندان متحدان و شرکای ما که در ایران زندانی، مفقود یا در بازداشت هستند را آزاد کند.

۶. ایران باید به حمایت از گروههای تروریستی خاورمیانه از جمله حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین پایان بدهد. 

۷. ایران به حاکمیت عراق احترام بگذارد و به دولت این کشور اجازه خلع سلاح شبه نظامیان شیعه را بدهد.

۸. ایران همچنین باید به حمایت نظامی خود از حوثیها پایان دهد و در راستای یک راه حل صلح آمیز در یمن گام بردارد.

۹. ایران باید همه نیروهای تحت فرماندهی خود را از سوریه خارج کند.

۱۰. ایران باید به حمایت از طالبان و دیگر گروههای تروریستی در افغانستان و منطقه پایان دهد.

۱۱. ایران باید به حمایت سپاه قدس از گروههای تروریستی و شرکای شبه نظامی خود پایان بدهد. 

۱۲. ایران باید رفتارهای تهدید کننده علیه همسایگان خود را کاهش بدهد، چرا که بسیاری از آنها متحدان آمریکا هستند. این مساله شامل تهدیدات ایران برای نابودی اسرائیل و شلیک موشک به خاک عربستان و امارات متحده عربی نیز می‌شود.

 

پامپئو در این سخنرانی، مدعی شد که ایران از مزایای اقتصادی برجام برای پیش بردن مواضع خود در قبال منطقه استفاده کرد و برای مردم ایران کاری نکرد.

 

به ادعای او، ایران در عراق، سوریه و دیگر مناطق اقدام به حمایت از گروه‌های تروریستی و شبه نظامی کرد.

 

وزیر خارجه آمریکا اتهام زنی‌های خود را فراتر از منطقه برد و مدعی شد که ایران در قلب اروپا به دنبال اقدامات تروریستی بوده است.

 

این مقام ارشد آمریکایی، در ادامه اتهام‌زنی‌های بی اساس خود مدعی شد که ایران از القاعده حمایت کرده است.

 

وزیر خارجه دولت ترامپ، در ادامه این سخنرانی تند خود مدعی شد که برجام نتوانسته جاه طلبی‌های هسته‌ای این کشور را متوقف کند.

 

وی افزود که ما اکنون خارج از برجام، مانع از حصول ایران به بمب اتمی خواهیم شد.

 

وزیر خارجه آمریکا گفت که این کشور درصدد اعمال فشارهای حداکثری تحریمی علیه ایران است، تحریم‌هایی که شدید ترین تحریمها خواهد بود.

 

پامپئو گفت که آمریکا با همکاری متحدان این کشور مانع از «تسلط ایران در خاورمیانه» خواهد شد.

 

وی سپس مدعی شد که آمریکا به حمایت خود از «حقوق بشر و مردم ایران» ادامه خواهد داد. پامپئو سپس به برخی اغتشاشات در ایران اشاره کرد و از این اغتشاشات حمایت کرد.

 

پامپئو همچنین گفت که «هدف ما از یک توافق جدید با ایران، حفاظت از مردم آمریکا خواهد بود؛ توافقی که از دستیابی ایران به سلاح اتمی ممانعت خواهد کرد».

 

وی درباره توافق مدنظر آمریکا گفت که ابتدا باید دسترسی به سایتهای نظامی خود را به آژانس بین المللی انرژی اتمی را بدهد.

 

از نظر او، دومین شرط مدنظر آمریکا این است که ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف کند.

 

وزیر خارجه آمریکا همچنین مدعی شد که ایران باید به حمایت از شورشیان حوثی پایان دهد و نیروهای خود را از سوریه خارج کند.

 

وی در بخش دیگری از سخنانش مدعی شد که دولت آمریکا خواهان عادی سازی روابط با ایران، دستیابی این کشور به فناوریهای پیشرفته و منتفع شدن ایران از مزایای اقتصادی است اما ایران باید به صورت بنیادی مواضع و سیاست‌هایشان را تغییر دهد.

 

وزیر خارجه آمریکا با اشاره به مواضع قبلی برخی کشورهای غربی از قبیل وزیر خارجه سابق فرانسه و وزیر خارجه پیشین آمریکا درباره توقف غنی سازی اورانیوم توسط ایران گفت که «همین امروز هم آنها در حال غنی سازی هستند».

 

مقام ارشد آمریکایی در اظهاراتی تهدید کرد که «رفتارهای کنونی ایران با اراده و عزم آهنین آمریکا روبرو خواهد شد».

 

طبق گزارش فارس، وزیر خارجه آمریکا گفت که واشنگتن در حال کار با متحدان اروپایی و دیگر متحدان در جهان برای رفع تهدیدهای «بزرگترین دولت حامی تروریسم دولتی در جهان» است و به رسیدن به نتیجه، «امیدوار» است.

 

 

+ اسفندان – وضع شدیدترین تحریم‌های طول تاریخ علیه ایران
قدرت عملیاتی رایانه‌ها با «لیزر» بیش‌تر می‌شود
5 ساعت پیش ارسال شده

ساخت بیت,اخبار دیجیتال,خبرهای دیجیتال,لپ تاپ و کامپیوتر

دانشمندان با ابداع یک روش محاسباتی جدید برای ساخت “بیت”، با استفاده از پرتوهای لیزر می‌توانند قدرت عملیاتی رایانه‌ها را یک میلیون بار بیشتر کنند.

به گزارش ایسنا و به نقل از اسپیس،یک میلیارد عملیات در ثانیه برای رایانه‌ها فوق‌العاده نیست. چیزی که فوق‌العاده است، یک میلیون میلیارد عملیات در ثانیه است که با کمک لیزرها امکان‌پذیر خواهد بود.

 

این کار، یک تکنیک محاسباتی جدید است که از پرتوهای لیزر برای ساخت یک نمونه اولیه از واحد اساسی محاسبات موسوم به یک “بیت”(bit) استفاده می‌کند.

 

در این روش، یک بیت می‌تواند در عرض یک ثانیه، یک کادریلیون(۱۰ به توان ۱۵) بار بین حالت روشن و خاموش یا صفر و یک جابجا شود که حدود ۱ میلیون بار سریع‌تر از انتقال بیت در رایانه‌های امروزی است.

 

رایانه‌های کنونی، یعنی همه چیز از ماشین حساب گرفته تا گوشی هوشمند یا لپ‌تاپ، به صورت صفر و یکی عمل می‌کنند. همه چیزهایی که آنها انجام می‌دهند، از حل مسائل ریاضی گرفته تا اجرای بازی‌های ویدیویی، به یک مجموعه بسیار دقیق از عملیات‌های ۰ و ۱ است.

 

یک رایانه معمولی در سال ۲۰۱۸ می‌تواند بیت‌های سیلیکونی را برای انجام حدود یک میلیارد از این عملیات‌ها در هر ثانیه استفاده کند.

 

در این آزمایش، محققان نور لیزر مادون قرمز را روی شبکه‌ای لانه زنبوری از تنگستن و سلنیوم تاباندند و اجازه دادند تراشه سیلیکونی درست مثل یک پردازنده رایانه‌ای معمولی بین حالت ۰ و ۱ تغییر کند و موجب شد این تغییر یک میلیون بار سریع‌تر شود.

 

این کار یک حیله است که می‌تواند رفتار الکترون‌ها را در این شبکه لانه زنبوری تغییر دهد.

 

الکترون‌های در حال چرخش به دور اکثر مولکول‌ها زمانی که تحریک شوند، می‌توانند به حالت‌های مختلف کوانتومی جهش کنند.

 

یک الکترون در حالت عدم تحریک ممکن است نزدیک به مولکول باقی بماند و در دایره‌های تنبل‌وار بچرخد. اما تحریک با یک فلاش نور، آن الکترون را وادار به تخلیه انرژی در یکی از مسیرهای بیرونی می‌کند.

 

شبکه سلنیوم-تنگستن فقط دو مسیر را برای الکترون‌های هیجانی دارد. با تحریک شبکه با یک نور مادون قرمز، الکترون بر روی اولین مسیر پرش می‌کند و با تابش نور و تحریک آن در یک جهت متفاوت، الکترون بر روی مسیر دیگر پرش می‌کند.

 

از لحاظ تئوری، یک رایانه می‌تواند از این مسیرها به عنوان ۰ و ۱ استفاده کند.

 

نکته مهم این است که این مسیرها نزدیک به هم هستند و الکترون‌ها نیازی به پیمایش بیش از حد روی آنها قبل از دست دادن انرژی ندارند.

 

طبق مقاله، پس از تحریک این شبکه با نور مادون قرمز، الکترون بر روی مسیر یک پرش می‌کند، اما قبل از بازگشت به حالت پایدار خود، فقط چند فمتوثانیه (۱۰ به توان ۱۵) می‌چرخد.

 

یک فمتوثانیه یک هزار میلیون میلیونیوم ثانیه است که حتی زمان کافی برای پرتو نور برای عبور از یک گلبول قرمز نیست.

 

بنابراین، الکترون‌ها به مدت طولانی در مسیر باقی نمی‌مانند، اما هنگامی که آنها در یک مسیر قرار می‌گیرند، پرتوهای اضافی نور، آنها را بین دو مسیر به عقب و جلو حرکت می‌دهند تا فرصتی برای برگشتن به حالت پایدار خود پیدا نکنند. این رفت و برگشت همان حالت ۰ و ۱ است که اساس محاسبات رایانه‌ای است.

 

محققان همچنین احتمال دادند که شبکه ابداعی آنها می‌تواند برای محاسبات کوانتومی در دمای اتاق استفاده شود. این یک خبر فوق‌العاده برای محاسبات کوانتومی است، چرا که محققان در اکثر رایانه‌های کوانتومی موجود، ابتدا نیاز به خنک کردن بیت‌های کوانتومی خود تا دمای نزدیک به صفر مطلق دارند.

 

محققان نشان دادند که از لحاظ نظری ممکن است که الکترون‌ها را در این شبکه به گونه‌ای جابجا کرد که برای محاسبات کوانتومی لازم است.

 

“روپرت هوبر”، استاد فیزیک دانشگاه “رگنسبورگ” در آلمان، در بیانیه‌ای گفت: در دراز مدت، ما شاهد یک فرصت واقعی برای معرفی دستگاه‌های اطلاعات کوانتومی هستیم که سریع‌تر از نوسان یک موج نور عمل می‌کنند.

 

با این حال، محققان در واقع هنوز هیچ عملیات کوانتومی را به این طریق انجام نداده‌اند، بنابراین ایده رایانه کوانتومی در دمای اتاق هنوز کاملا نظری است. در واقع، عملیات کلاسیک (به طور منظم) که محققان بر روی شبکه خود انجام دادند، بی‌معنی بود، چرا که این شبکه هنوز برای محاسبه چیزی استفاده نشده است. بنابراین، محققان هنوز باید نشان دهند که این روش می‌تواند به شکل عملی در یک رایانه استفاده شود.

 

با این حال، این آزمایش می‌تواند درها را به سوی محاسبات فوق‌العاده سریع رایج و شاید حتی محاسبات کوانتومی، در شرایطی که تا کنون غیرممکن بود، باز کند.

 

+ قدرت عملیاتی رایانه‌ها با «لیزر» بیش‌تر می‌شود
اپیدمی مسمومیت با قارچ در کشور و چرایی آن
6 ساعت پیش ارسال شده

اپیدمی مسمومیت با قارچ در کشور و چرایی آن

سلامت نیوز: رئیس انجمن تغذیه ایران تاکید کرد: استفاده از قارچ‌ سمی می‌تواند کشنده باشد؛ به همین دلیل مردم نباید از قارچ‌هایی که در طبیعت رشد می‌کنند استفاده کنند.

به گزارش سلامت نیوز، دکتر جلال‌الدین میرزای رزاز در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به بروز مسمومیت‌های اخیری که به دلیل استفاده از قارچ‌های وحشی رخ داده است، تاکید کرد: قارچ‌های سمی از روی ظاهر قابل شناسایی نیستند. قارچ شناسان با سابقه نیز ممکن است از روی ظاهر یک قارچ بگویند سمی نیست، اما همان قارچ در آزمایشگاه سمی شناخته شود. بر همین اساس همه قارچ‌ها از نظر ما سمی هستند، مگر اینکه خلافش ثابت شود. این موضوع نیز در آزمایشگاه ثابت می‌شود.

وی ادامه داد: نمی‌توان منبع قضاوتی درباره سمی بودن یا نبودن قارچ‌هایی که در طبیعت رشد می‌کنند، مشخص کرد؛ به همین دلیل قارچ‌هایی که بسته‌بندی مطمئنی دارند و تولید کننده آنها نیز از سازمان‌های مربوطه مانند جهاد کشاورزی مجوز دارند، ‌ مورد تایید هستند. در موارد مسمومیت اخیر کسانی مسموم شدند که نزدیک ۵۰ سال است قارچ کوهی مصرف می‌کنند؛ با وجود این باز هم گمراه شدند. ما هیچ وقت اپیدمی مسمومیت با قارچ را تجربه نکرده بودیم. یکی از دلایل آن نیز می‌تواند وفور و دسترسی زیاد مردم به این قارچ‌ها باشد.

رئیس انجمن تغذیه ایران یکی از دلایل شیوع این مسمومیت را بارش‌های بهاری اخیر و رویش این قارچ‌ها دانست و گفت: هر سال در فصل بهار به دلیل بارندگی‌هایی که اتفاق می‌افتد سبزیجات کوهی مانند قارچ‌ها رشد خوبی دارند. در چند سال اخیر مانند امسال بارش بهاری نداشتیم. این بارش‌ها در مناطق خاصی که این مسمومیت‌ها اتفاق افتاد، بیشتر بوده‌ است. این روند به نظر کمی غیرطبیعی می‌رسد. مراکز درمانی ما نیز تا این اندازه با مراجعه به علت مسمومیت با قارچ مواجه نبودند.

وی با تاکید بر اینکه استفاده از این قارچ‌ها می‌تواند کشنده باشد، ادامه داد: یکی دیگر از دلایل شیوع این مسمومیت‌ها، سهل انگاری مصرف کنندگان است؛ آنها در ساعات اولیه مسمومیت که نشانه‌های تهوع، اسهال و استفراغ بروز کرده است، به مرکز درمانی مراجعه نکردند. این در حالیست که این مشکل ظرف چند ساعت پیشرفت می‌کند و ارگان‌هایی مانند کبد درگیر می‌شوند.

به گفته رئیس انجمن تغذیه ایران، زرد شدن سفیدی چشم بعد از بروز نشانه‌های اولیه مسمومیت مانند تهوع، استفراغ و اسهال نشان می‌دهد که کبد فرد دچار اختلال شده است؛ به همین دلیل بیمار باید در دقایق اولیه بعد از استفاده از این قارچ‌ها به مرکز درمانی مراجعه کند.


منبع:
http://www.salamatnews.com/news/244498/اپیدمی-مسمومیت-با-قارچ-در-کشور-و-چرایی-آن

+ اپیدمی مسمومیت با قارچ در کشور و چرایی آن
دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار
7 ساعت پیش ارسال شده

دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

امروز می توانید آهنگ رفیقم باشمحرم اسرار با صدای بهنام صفوی و شهرام شکوهی به همراه تکست و کیفیت 320 و 128

شعر : محمد کاظمي / آهنگسازی : بهنام صفوی / تنظیم کننده : غلامرضا صادقي

Exclusive Song: Behnam Safavi ft Shahram Shokoohi – “Mahrame Asrar” With Text And Direct Links In UpMusic

… جهت تکمیل آرشیو …

fghcv دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

متن آهنگ محرم اسرار بهنام صفوی و شهرام شکوهی

♪♪♫♫♪♪♯

ما محرم اسرار هم میشیم

چیزی واسه از دست دادن نیست

♪♪♫♫♪♪♯ من مثل تو از عشق خط خوردم  ♪♪♫♫♪♪♯

اونی که میخوام عاشق من نیست♪♪♫

تو مثل من زخم زبون خوردی♪♪♫

♪شعر : محمد کاظمي♪

اونی که میخواستی باهات بد کرد♪♪♫

♪♪♫♫♪♪♯ دستای عشق تازشو چسبید ♪♪♫♫♪♪♯

دستای لرزون تو رو رد کرد

فکر من مثل تو درگیره

♪♪♫♫♪♪♯ فکر تو مثل من آشوبه ♪♪♫♫♪♪♯

عاشقی سخته تو این اوضاع

اما واسه هر دومون خوبه

UpMusicTag دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

ما هردو درگیر یه کابوسیم

باید یکم از غصه خالی شیم

♪♪♫♫♪♪♯ این بهترین راه فرار ماست ♪♪♫♫♪♪♯

ما عاشق چشمای هم میشیم♪♪♫

تو چشمای هم خیره میمونیم♪♪♫

♪ تنظیم کننده : غلامرضا صادقي ♪

مثل دوتای دیوونه ی همدست♪♪♫

اما حواس هردومون باز هم♪♪♫

♪♪♫♫♪♪♯ درگیر چشمای یکی دیگست ♪♪♫♫♪♪♯

فکر من مثل تو درگیره

فکر تو مثل من آشوبه

عاشقی سخته تو این اوضاع

اما واسه هر دومون خوبه

♪♪♫♫♪♪♯

بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

منبع ( source ) : دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

+ دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار
اسفندان – دوری از شائبه‌های سیاسی سبب تقویت و حل مشکلات دانشگاه آزاد می‌شود
7 ساعت پیش ارسال شده

محمدرضا مخبر دزفولی دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی در گفت‌وگویی مشروح با اشاره به تحولات دانشگاه آزاد در سال‌های اخیر، این تحولات را با توجه به اینکه در چارچوب قوانین صورت می‌پذیرد را رو به بهبودی اعلام کرد و گفت: دانشگاه آزاد باید تقویت و نظام مند شود و اگر اشکالات و اختلالاتی در بخش‌های مختلف آن چه مدیریت، چه پژوهش، چه آموزش، چه مسائل مالی و اقتصادی وجود دارد، باید دارای یک نظام منسجم شود که حاصل و برآیندش در اختیار کشور و نظام قرار بگیرد.

مخبردزفولی تاکید دارد که اگر رویکردهای دانشگاه آزاد به دور از شائبه‌های سیاسی استمرار پیدا کند، تقویت شود و از جوانب مختلف به آن مشورت داده شود؛ نواقص این دانشگاه  برطرف خواهد شد.

به گفته وی، کسی که کار علمی در دانشگاه‌های کشور می‌کند باید به منافع ملی و ارزش‌هایی که این مردم به آن پایبند هستند، توجه کند.

 مخبر دزفولی: دکتر ولایتی بعد از ارتحال آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی ( ره ) از طرف مقام معظم رهبری به‌عنوان رئیس هیات موسس انتخاب شدند و مسئولیت پیدا کردند. چون دانشگاه آزاد یک سرمایه نظام است. دانشگاه آزاد با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۶۱ ایجاد شده و همه بزرگان نظام در اینکه این دانشگاه برای کشور مورد نیاز است از قبل اتفاق نظر داشته‌اند و الان هم همین‌طور است.خبرنگار: تغییر و تحولات در دانشگاه آزاد را چطور می‌بینید؟

* دانشگاه آزاد باید تقویت شود

حتما باید دانشگاه آزاد اولا تقویت شود، ثانیا نظام مند شود، ثالثا اگر اشکالات و اختلالاتی در بخش‌های مختلف آن چه مدیریت، چه پژوهش، چه آموزش، چه مسائل مالی و اقتصادی وجود دارد، دارای یک نظام منسجم شود که حاصل و برآیندش در اختیار کشور و نظام قرار بگیرد.

آقای ولایتی حتما از همه ظرفیت‌های خوب دانشگاه آزاد در ابعاد مختلف چه نیروی انسانی و چه به لحاظ ساختاری استفاده خواهند کرد و من فکر می‌کنم ان‌شاءالله با ظرفیت‌سازی که آقای دکتر ولایتی و آقای دکتر رهبر و دوستانی که الان در دانشگاه آزاد اسلامی مسئولیت دارند و خودشان را هم مقید به حرکت کردن در چارچوب قوانین می‌دانند به سمت خوبی می‌رویم.

مثلا جزو اولین دیدگاه‌هایی که آقایان مطرح کردند اینکه ما خودمان را در چارچوب آمایش آموزش عالی می‌بینیم که مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است. چه در بخش سلامت و چه در بخش آمایش آموزش عالی در حوزه غیرپزشکی. یا بحث کیفیت در دانشگاه آزاد که می‌دانید توجه و تمرکز روی کمیت بیش از اندازه حتما کیفیت را دچار آسیب می‌کند. یا مساله متناسب‌سازی گروه‌های تحصیلات تکمیلی با ظرفیت‌های فنی و تخصصی در دانشگاه آزاد که بخشی از آن استاد و بخشی تجهیزات و امکانات است.

*  اگر رویکردهای دانشگاه آزاد به دور از شائبه‌های سیاسی استمرار پیدا کند، نواقص دانشگاه آزاد  برطرف می‌شود

من فکر می‌کنم اگر این رویکردها به دور از شائبه‌های سیاسی استمرار پیدا کند، تقویت شود و از جوانب مختلف به آن مشورت داده شود؛ نواقص دانشگاه آزاد  برطرف خواهد شد.

اشکالاتی که در بعضی از موارد وجود دارد هم باید برطرف شود و بتواند دانشگاه آزادی شود که تراز انقلاب اسلامی است. الان شما ملاحظه بفرمایید در بخش‌هایی که دانشگاه آزاد، دانشجو به‌خصوص در رشته‌های علوم انسانی گرفته به لحاظ متن، استاد و کم و کیف تدریس اشکالاتی وجود دارد. نمی‌گویم در دانشگاه دولتی ممکن است وجود نداشته باشد، آنجا هم ممکن است وجود داشته باشد، اما اینکه بخش عمده‌ای از دانشجویان در رشته‌های علوم انسانی پذیرش شوند با این گمان و فکر که علوم انسانی دیگر آزمایشگاه و تجهیزات گوناگون نمی‌خواهد و یک کلاس و یک استاد که درس دهد، دیگر کفایت می‌کند، این تفکر صحیح نیست. درحالی که این استاد باید متن مناسب داشته باشد، دایره علمی ‌یا ظرفیت علمی‌اش قابل قبول باشد. دانشجویان هم هدفدار انتخاب شده و آمده باشند که این رشته‌ها را بخوانند. چون سیل بی‌رویه پذیرش دانشجو منجر به افزایش بیکاری فارغ‌التحصیلان می‌شود. باید کارآمدی و کارایی جزو اولویت‌ها قرار بگیرد و باید در دانشگاه آزاد جزو برنامه‌ها قرار گیرد.

خبرنگار: یکی از مشکلات دانشگاه آزاد همسو نبودن اساتید این دانشگاه است، تعدادی از اساتید این دانشگاه در چارچوب ارزش‌های جامعه و انقلاب قرار نمی‌گیرند، آیا گزارش‌هایی در این زمینه داشته‌اید؟

 مخبردزفولی: همیشه گزارش‌ها در این مورد نادر بوده است. هم در دانشگاه آزاد و هم در دانشگاه دولتی مواردی را داشته‌ایم. این‌گونه نیست که فکر کنیم هرکسی که در دانشگاه درس می‌دهد خودش را در چارچوب ارزش‌های این جامعه، انقلاب، کشور و نظام قرار می‌دهد.

*‌ کسی که در دانشگاه کار علمی می‌کند باید به منافع ملی و ارزش‌ها توجه کند

ما حتی بعضی وقت‌ها نمی‌گوییم فردی که کار علمی ‌می‌کند لزوما باید ویژگی‌های یک عنصر انقلابی و متدین را داشته باشد. ولی باید به منافع ملی و ارزش‌هایی که این مردم به آن پایبند هستند، توجه کند. اگر کسی به اینها توجه نکرد چه در دانشگاه دولتی باشد و چه در دانشگاه آزاد خلاف رویه است. منتها اینها بسیار معدود، اندک و به قول معروف موارد شاذ و نادر هستند.

یک وقتی کسی هست که در کلاس و درس، نقدی را متناسب با درس علمی‌اش می‌کند، جای خودش را دارد اما اگر توهین، افترا و تشکیک در باورهای دینی جوانان ما باشد، محل سوال است.

+ اسفندان – دوری از شائبه‌های سیاسی سبب تقویت و حل مشکلات دانشگاه آزاد می‌شود
این لوس‌بازی‌های سیاسی را ول کن
8 ساعت پیش ارسال شده

کیوان ساکت,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی

کیوان ساکت با نوشتن متنی صریح و بی‌پرده، نسبت به صحبت‌های حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی اسفندان نشان داد.

چندروزی از برگزاری نشست ماهیانه‌ی خانه موسیقی می‌گذرد. نشستی که با صحبت‌های حمیدرضا نوربخش و تاختنش به منتقدان خانه موسیقی همراه بود.

 

نوربخش در بیشتر صحبت‌هایش کیوان ساکت را خطاب می‌داد و به او انتقادهای زیادی وارد کرد. برخی از این انتقادها به صحبت‌های کیوان ساکت در نشست مسئولان خانه موسیقی با منتقدانش مربوط بود. در واقع کیوان ساکت در نشستِ مسئولان خانه موسیقی با منتقدان این خانه انتقادهایی را نسبت به خانه موسیقی ارائه کرد که نوربخش پاسخ دادن به این انتقادها را به نشست ماهانه‌ی خانه موسیقی کشاند. صحبت‌های نوربخش باعث شد که روز گذشته شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، کیوان ساکت بار دیگر دست به قلم شود و پاسخ صحبت‌های نوربخش را بدهد.

 

صحبت‌های نوربخش خطاب به کیوان ساکت به گونه‌ای است که این پرسش در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد که آیا نوربخش در جایگاه حقیقی این انتقادها را مطرح می‌کند یا در جایگاه حقوقی(مدیرعامل خانه موسیقی).

 

در ادامه متن پاسخِ کیوان ساکت به حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی را می‌خوانید:

«مدیرعامل خانه‌ی موسیقی

 

حمید نوربخش

 

نظری به حرفهایی که در نشست ماهانه‌ی نهادتان ایراد کرده‌ای انداختم و خاطرجمع شدم که روی سخنت به من است. از این رو به رغم آنکه هیچ حوصله‌ای برای کش دادن این بحث مبتذل ندارم ناگزیرم چند موضوع را یادآوری کنم.

 

 

در مطلع سخن گفته‌ای اخیراً جلسه‌ای با مدیرکل محترم دفتر موسیقی داشته‌اید و معتقد هستید آن دفتر باید بنابر اصل ۴۴ قانون اساسی امور را به بخش خصوصی واگذار کرده و فرصت بیشتری ایجاد نماید تا خانه‌ی موسیقی مشارکتی وسیعتر از پیش را به نمایش بگذارد. بسیار خوشحالم که سرانجام به این نتیجه رسیده‌اید که خانه‌ی موسیقی به عنوان یک نهاد مستقل مدنی نباید به ارشاد وابسته باشد، تنها درنمی‌یابم که چرا این موضوع را امروز که معاونت هنری و مدیریت دفتر تغییر کرده‌اند ملتفت شده‌اید چون همه می‌دانیم که یکی از موضوعات اصلیِ محل مناقشه میان خانه شما و ما منتقدان وابستگی اسفناکی بود که این نهاد به ارشاد و معاونت هنری وقت آقای علی مرادخانی داشت.

 

 

اشاره کرده‌ای در جلسه‌ی مشترک منتقدین و خانه‌ی موسیقی اینجانب کلیاتی مطرح کرده‌ام و کلماتی به کار برده‌ام که مصادیق آن را ذکر نکرده‌ام. حمید! من هنرمندم، حقوقدان نیستم اگر لغت «رانت» را در جایی از منظر حقوقی اشتباه به کار برده باشم عجیب نیست هرچند که مثل هر هنرمند علاقه‌مندی می‌کوشم پیوسته اشتباهاتم را تصحیح کنم. اما فروتنانه از تو که هنرمند نیستی و حقوقدان هستی می‌پرسم لغت صحیح حقوقی برای ادای این معانی چیست: پشت پا زدن به رفاقت، سوءاستفاده از اعتماد دوستان و همکاران، جفای به عهد، کاسب مآبی، بی معرفتی.

 

حمید! صحبت از داوری و اجرای من در جشنواره‌ی سی و یکم فجر کرده‌ای. به دروغ – دروغی چنین که ادعا میکنی. من به کسر بیمه از رقم قراردادم معترضم و این دلیل مخالفت من با خانه‌ی موسیقی است! چه حرف پرتی؟

 

 

مشکل شخصی من مبلغ بیمه و حتا مبلغ قراردادم نبود، بلکه دروغی بود که تو به من – دوست قدیمی‌ات- گفتی و آن این که مبلغی که به من داده‌ای سقف بودجه‌ای است که به گروه‌ها تعلق می‌گیرد. من پذیرفتم و بعدتر دریافتم پولی که من برای گروهی بزرگ از نوازندگان گرفته‌ام و بخشی از دستمزد آنها را از جیب خودم پرداخته‌ام ثلث مبلغی بوده است که کسی از شرکای تازه‌ی تو برای یک اجرای تک نفره یا دو نفره گرفته است.

 

 

اما باز همین هم موضوع من نبود که بخواهم لج بکنم، بحث بر سر آن بود که چنین رویه‌ای غلط است. بحث بر سر یک قران و دوزار دستمزد گروه من نبود – که هزار برابر آن را خرجعشق زندگی‌ام موسیقی عزیز کرده‌ام – بحث در اینجا حتّی بر سر دروغ تو هم نبود که دیگر رفیق من نبودی و اهمیتی نداشتی، بحث بر سر سوء مدیریت فرهنگی در سطح یکی از مهمترین جشنواره‌های فرهنگی کشور بود و هست و این نگرانی واضح که همان نگاه در خانه شما هم اعمال بشود که می‌شود.

 

 

جوری حرف میزنی انگار من جوانی بیست ساله هستم که نقدم بر شیوه مدیریت تو و نزدیکان تو در خانه‌ی موسیقی برآمده از یک موضوع شخصی یا عطش دیده شدن باشد. حمید به یاد داشته باش که من سال‌های پنجاه زندگی‌ام را پشت سر می‌گذارم و سال‌های طولانی ساز زده‌ام. آنها که این ساز را دوست داشته‌اند با من همراه بوده‌اند، کسانی هم که دوست نداشته‌اند مرا نقد کرده‌اند که سپاسگزار هر دو گروه هستم. به قدر کافی دیده شده‌ام و یقین بدان آخرین چیزی که برای دیده شدن به آن نیاز داشته باشم لجبازی با حقوقدان گمنامی مثل تو است.

 

 

گفته‌ای که من خواستار تعطیلی خانه‌ی موسیقی هستم. نه! من خواستار تعطیلی سوء مدیریت کسانی مثل تو و همفکران تو هستم. خواستار آن هستم که نهادهای مدنی با فکر باز و اندیشه‌ی فرهنگ محور اداره بشوند نه کاسب مآبی‌های مبتذل. به خیال خودت کنایه زده‌ای که من از جنس کسانی هستم که خانه‌ی سینما را بستند. بیا رو راست باشیم و نترس. تلویحا می‌خواهی ادعا کنی من منتسب به طرز تفکر امثال احمدی نژاد هستم؟

 

 

با همه‌ی حقوقدان بودن و هنرمند نبودنت نمی‌توانی این ادعا را بر کرسی بنشانی. چون من به اعتبار راهی که آمده‌ام یک هنرمند آزاده‌ام به هیچ جریان سیاسی و فکری منتسب نیستم. جز فرهنگ چیزی برایم مهم نیست. هرکس از هرجناحی که به فرهنگ لطمه بزند من منتقد او هستم و هرکس از هرجناحی که به اعتلای فرهنگ بیاندیشد با او همراهم.

 

حمید این لوسبازی سیاسی را ول کن

 

حمید! این – بازی که نه- لوسبازی سیاسی را ول کن. همه مرا میشناسند و تو را هم می‌شناسند. ناگفته پیداست میان من و تو چه کسی هنرمندی آزاده است و چه کسی از قدرت آویزان است و همیشه بوده است.

 

در پایان هرچند که واقعا لازم نیست اما دوست دارم به این نکته هم اشاره کنم: من با تارم می‌توانم «لاو استوری» بزنم و البته می‌توانم «بیات ترک» هم بزنم. این انتخاب من است برای شیوه‌ی زندگی هنری‌ام. در بالا اشاره کردم کسانی میتوانند این انتخاب مرا دوست داشته باشند و کسانی هم می‌توانند بر آن نقد بیاورند. اما دقت کن که آنچه من می‌نوازم – و از آن جمله ردیفی که منتشر کرده‌ام – حاصل تلاش شخصی و نگاه شخصی من است. آن را ازحاصل کار کسی دیگر غصب نکرده‌ام. در جمع دوستان تو کسی را می‌شناسم که ردیفی از موسیقی ایرانی ارائه کرده که هنوز بخش وسیعی از جامعه‌ی موسیقی آن را حاصل تلاش هنرمند فقید دیگری می‌داند. بر درستی یا نادرستی این ادعا اصراری ندارم فقط چون تو حقوقدان هستی و به ردیف من-که حتم دارم آن را نخوانده و ننواخته‌ای و از محتوای آن اطلاعی نداری و با تکیه بر نواخته‌های آنچه بزرگانی مانند استاد کسایی، استاد شهناز، استاد عبادی و دیگر استادان این فن شریف اجرا کرده‌اند، نوشته‌ام و بزرگانی مانند استاد فخرالدینی، استاد فرهنگ شریف، استاد روشن روان و دکتر سریر بر آن مقدمه نگاشته اند- پریده‌ای خواستم نکته‌ای هنری- حقوقی را به تو یادآورده باشم.

 

حمید نوربخش من هم مثل تو امیدوارم این بحث ادامه پیدا نکند. چون نه حوصله‌ی خودت را دارم و نه حوصله‌ی دور و بری‌هایت را.

 

در پایان پرسشی دارم و آن اینکه؛ انتقادهایی که تو به من وارد کرده‌ای در چه جایگاهی بوده است؟ از جایگاه حقیقی؟ که در این صورت تو اصلا صلاحیت علمی در زمینه هنر و به خصوص موسیقی علمی جهان را ندارید. پیشینه‌ی کاریِ ضبط شده از من و جنابعالی گواه این مسئله است. یا از جایگاه حقوقی؟ که در این صورت هم مدیرعامل یک نهاد هرگز نمی‌تواند برای دیگران تعیین تکلیف کند که چگونه بیاندیشند.

 

گذشت زمان و تاریخ بهترین گواه خواهد بود.

 

کیوان ساکت

پایان اردیبهشت ۱۳۹۷»

 

 

در ادامه متن صحبت‌های حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی در جلسه ماهیانه‌ی خانه موسیقی را می‌خوانید(این همان صحبت‌هایی است که کیوان ساکت در اسفندان به آنها متن بالا را نوشته است):

برای همه مدیرانی که در عرصه موسیقی هستند آرزوی توفیق داریم. اخیرا با آقای ترابی مدیرکل محترم دفتر موسیقی هم در خانه موسیقی و با حضور اعضای هیئت مدیره جلسه ای داشتیم و امیدواریم مدیرکل دفتر موسیقی هم در راستای اهداف با ما همراه باشند. اصل ۴۴ قانون اساسی و واگذاری امور به بخش خصوصی بسیار جدی و از شعارهای جدی دولت هم هست. این از مطالبات جدی ما است که در امور موسیقی مشارکت وسیع تری داشته باشیم که با کمک دولت روند آن را تسهیل کنیم و امور را بهبود ببخشیم.

 

 

جناب استاد فرهاد فخرالدینی، رئیس محترم شورایعالی خانه موسیقی و همه اعضایی شورای عالی و هیئت مدیره خانه موسیقی با هم همفکری داشتند و قرار شد اگر کسی نقد مشفقانه ای دارد در این جلسه مطرح کند. در خانه هنرمندان جمع خوب و صمیمی تشکیل شد و در این جلسه بنا بر همدلی بود و هست. اگر کسی نقد دلسوزانه ای دارد همیشه پذیرای آن هستیم و درِ این خانه همیشه برای آرا و نظرات اهالی موسیقی باز است.

 

 

در آن جلسه تعدادی از عزیزان صحبت های خودشان را مطرح کردند که در آن سخنان مطالب خاصی بیان نشد، فقط مطالب کلی بود که همه بر آن واقف هستیم و همه ما به آن اعتقاد داریم و خود را موظف می دانیم به آن عمل کنیم. به طور مثال اینکه باید در خانه موسیقی قاعده و ضابطه حاکم باشد، به اساسنامه عمل شود و مرزها را با دولت حفظ کنیم و سخنانی از این قسم که همه به آن اعتقاد داریم.

 

 

در آن جلسه توسط یکی از دوستان نوازنده تار هم مطالبی عنوان شد که باز هم همین کلیات بود ولی در سخنان ایشان یک سری واژه های نامناسب و سخیف که تهمت تلقی می شود – از جمله اینکه کسانی که در خانه موسیقی هستند رانتخوار هستند- بیان شد. من هم در آن جلسه از ایشان خواستم یکی دو نمونه از این مصادیق را بیان کنند متاسفانه فقط من را نگاه کردند و کلامی نگفتند. من با اصرار خواستم مصداق همین سخنان را در مورد هر کسی که در خانه موسیقی سمت دارد را بیان کنند و بارها گفته ام و باز هم می گویم هر کسی راجع به این مصادیق هر چیزی دارد از هر تریبونی می خواهد بیان کند.

 

 

 

بنظر می رسد ایشان نوعی عطش دیده شدن دارند. کارنامه زندگی ایشان اینگونه می گوید که دوست دارد به هر قیمتی دیده شود. رفتار و کردار و موسیقی شان نشان دهنده همین موضوع است. من معمولا بنا بر پاسخگویی ندارم ولی برخی از مطالب که در مورد خانه موسیقی گفته می شود دیگر جزو حقوق من نیست و من مورد عتاب اهالی موسیقی قرار می گیرم که بالاخره حیثیت همه اعضا هم هست و نباید گذشت کنیم و من باید از حیثیت این خانه دفاع کنم.

 

 

اینکه کسی بیاید و بگوید باید در این خانه را بست؛ من باید بگویم آن کسانی که می خواستند در این خانه را ببندند رفته اند. آن دولتی که از همفکران شما بودند و می خواستند در خانه ها را ببندند – از جمله دیدیم که مدتی هم در خانه سینمارا بستند – رفته اند. ما الان طرفدار بازشدن همه درها برای حل مشکلات هستیم و درِ خانه موسیقی را هم هیچکس نمی تواند ببندد.

 

 

ایشان باید در خودش کنکاش کند و فکری به حال موسیقی خودش بکند تا بلکه با حسن نظر دیده شود؛ ایشان ظاهرا از ابتدا که آمده خلاف جریان شنا کردن را برای دیده شدن انتخاب کرده است. ایشان ردیف موسیقی را درست کرده اند و خواسته اند تا این ردیف ایشان تایید بشود، چنین اتفاقی نخواهد افتاد. 

 

این هم تقصیر ما نیست زیرا کسی که تفکر موسیقایی اش از کافه لاله زار گرفته تا اجرای قطعات موسیقی کلاسیک باخ و بتهوون و حتی اجرای موسیقی love story است چگونه می تواند ردیف موسیقی موجه ارائه دهد؟ این ذهن اساسا ذهنیت ردیف نوازی و ردیف سازی نیست. مجموعه این عوامل در کنار هم درست ننشسته است. علاوه بر این ما بزرگانی داریم، مگر چنین کاری انجام داده اند؟ مثلا استاد هوشنگ ظریف-که خداوند سلامتش بدارد- مگر آمده اند ردیف نوشته اند؟ حالا اگر شما نوشته اید گناه ما چیست؟ مگر ما باید هر چیزی که شما نوشته اید را تایید کنیم؟

 

در جشنواره موسیقی که شما می فرمایید مشکل دارد، شما در دوره سی و یکم هم داور بودید و هم اجرا داشته اید؛ حالا اگر پنج میلیون تومان از رقم شما بابت بیمه کسر شده تقصیر بنده بوده؟ این انتقام گیری ها شخصی است. من فقط اشاره کردم که ایشان دیگر ادامه ندهند چون من ناچارا وارد جزئیاتی می شوم که به نفع ایشان نخواهد بود. ایشان بهتر است فکری به حال موسیقی شان بکنند که با هنرشان بهتر دیده شوند.

 

 ایشان جزو کسانی بودند که در آزمون مدرسین کاری کرده بودند که بچه های استان هرمزگان و فارس هرکسی داخل می آمد از آنها می پرسید آیا کتاب مرا درس می دهی یا نه؟! اگر کسی کتاب مرحوم ذوالفنون یا کتاب هنرستان را درس می داد در آن آزمون رد می شد و به ناگزیر همه می رفتند کتاب ایشان را می خریدند تا در آزمون قبول شوند. شاهد این سخنان آقای اردشیر کامکار است و من آنجا برخورد کردم و گفتم که این کار دیکتاتوری و خلاف قانون است. فکر کنید اینچنین تفکری چقدر خطرناک است.

 

سازکار ورود به نهاد مدنی مشخص است و اولین شرط آن مقبولیت و آوردن رای بیشتر از سوی اعضا است پس ایشان ابتدا باید بروند برای مقبولیت خودشان فکری بکنند. ایشان دوبار در اینجا کاندیدا شده اند و رای نیاوردند. حالا با هر تعدادی که مجمع به رسمیت رسیده است ؛ بالاخره تعدادی آمده اند اینجا و ایشان را قبول نداشته اند و رای نداده اند …و این تقصیر کسی نیست. اینکه بیاییم یک نهاد مستحکم هجده ساله را تضعیف کنیم آن هم در این شرایط مملکت درست نیست. ما به اندازه کافی در گوشه و کنار این مملکت دشمن داریم و هنوز کنسرت هایی لغو می شود، هنوز جلوی آموزش موسیقی را می گیرند و در این میان بیاییم یک نهادی به نام خانه موسیق را تضعیف کنیم.

 

همه پیشکسوتان و بزرگان ایجاد یک نهاد صنفی را ارج می نهند به طور مثال استاد فخرالدینی می گفتند آرزوی ما در دوران جوانی بوده که جایی مانند خانه موسیقی وجود داشته باشد که هیچ وقت محقق نشد. حالا ما بیاییم چنین نهادی را به خاطر ناکامی های خودمان و مسائل شخصی تضعیف کنیم. واقعا آب را به آسیاب چه کسی می ریزیم. من واقعا متاسفم و امیدوارم ایشان دیگر ادامه ندهند.

 

+ این لوس‌بازی‌های سیاسی را ول کن
«تله زندگی» چی هست؟
9 ساعت پیش ارسال شده

سلامت نیوز: در این مطلب به معرفی انواع تله‌ها پرداخته‌ایم و از نشانه‌ها و ریشه‌‌های هرکدام صحبت کرده‌ایم. برای اینکه بتوانید خودتان را بهتر بشناسید لازم است این متن را بخوانید و نشانه‌های تک‌تک تله‌ها را با ویژگی‌های شخصی‌تان تطبیق دهید. شاید با فهمیدن تله شخصیتی‌تان، دلیل بعضی ترس‌ها یا انتخاب‌هایتان را متوجه شدید.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری، در لغتنامه دهخدا در مورد «تله» چند تعریف آمده که یکی‌اش این است:«چیزی باشد به شکل قفس که بدان شکارکنند»؛ یعنی اگر این تعریف را وارد زندگی کنیم با با چنین موقعیت‌هایی مواجه می‌شویم. مثلا در تمام زندگی پایم در یک قفس گیر کرده و همه کارهایم را مجبورم با همراهی آن انجام دهم؛ یعنی هر جا می‌خواهم بروم باید با قفس پایم بروم، هر شغلی را می‌‌خواهم امتحان کنم باید با قفس پایم امتحان کنم؛ با کسی اگر می‌خواهم آشنا شوم یا اگر می‌خواهم در کنار همسر و بچه‌هایم باشم هم همینطور. باید آن قفس، آن تله همراه من باشد. چنین زندگی‌ای هرگز عادی نخواهد بود و باید به حالش فکری کرد. در این مطلب به معرفی انواع تله‌ها پرداخته‌ایم و از نشانه‌ها و ریشه‌‌های هرکدام صحبت کرده‌ایم. برای اینکه بتوانید خودتان را بهتر بشناسید لازم است این متن را بخوانید و نشانه‌های تک‌تک تله‌ها را با ویژگی‌های شخصی‌تان تطبیق دهید. شاید با فهمیدن تله شخصیتی‌تان، دلیل بعضی ترس‌ها یا انتخاب‌هایتان را متوجه شدید.

تلـه رهاشدگی
«او بالاخره می‌رود» کسانی که دچار تله رهاشدگی هستند، همیشه این جمله را با خود حمل می‌کنند. «او» برای آنها، کسی است که در زندگی‌‌شان مهم است، دوستش دارند یا رابطه صمیمانه‌ای با او رقم زده‌اند؛ از پدر و مادر و همسر گرفته تا یک دوست درجه یک. آنها همیشه می‌ترسند که طرف مقابل از دنیا برود یا برای همیشه ترکشان کند.

آیا شما رها شده‌اید؟

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد. مادرتان از خانه خارج می‌شود و شما فکر می‌کنید این آخرین باری بود که او را دیدید و به‌شدت آشفته می‌شوید. همسرتان به یک سفر کاری کوتاه‌مدت می‌رود اما شما زار زار گریه می‌کنید و فکر می‌کنید که او را برای همیشه از دست داده‌اید یا هواپیمایش سقوط می‌کند و می‌میرد یا به شما خیانت می‌کند و برنمی‌گردد. دوست صمیمی‌تان، تلفنتان را پاسخ نمی‌دهد و شما فکر می‌کنید او دوست‌تان ندارد. برایش مهم نیستید و رابطه‌تان با او در حال اتمام است. کسانی که در دام این تله افتاده باشند، همیشه مطمئن هستند که رابطه‌هایشان با دیگران ناپایدار است و نمی‌شود روی این رابطه‌ها حساب باز کرد؛ یعنی رابطه فعلی هر قدر هم خوب باشد، آنها باورش ندارند یا اگر داشته باشند همیشه مضطربند که این رابطه را از دست بدهند. جدایی‌هایی که باعث فعال‌سازی‌ تله زندگی رهاشدگی می‌شوند، حتما فیزیکی نیستند. این تله زندگی باعث می‌شود تا نسبت به هرگونه علامت ترک شدن و رهاشدگی حساس شوید و حرف‌های دیگران را با قصد و نیت، تعبیر و تفسیر کنید.کسانی که درگیر این تله زندگی هستند حتی در برابر جدایی‌های کوتاه‌مدت، مثل کودکی رفتار می‌کنند که در یک مرکز خرید شلوغ، والدینش را گم کرده است.

چرا اینطوری شد؟

کمی عجیب است اما روانشناسان معتقدند تله زندگی رهاشدگی معمولا زمانی شکل می‌گیرد که شما هنوز زبان باز نکرده‌اید؛ یعنی حول و حوش یکسالگی، به‌خاطر همین خیلی از کسانی که در بزرگسالی همیشه احساس تنهایی می‌کنند و… اصلا یادشان نمی‌آید از چه زمانی به بعد این شکلی شده‌اند. آنها فقط می‌گویند:«من همیشه تنها هستم. هیچ‌کس من را دوست ندارد. از تنهایی می‌ترسم». البته برخی از کودکان هم در سن‌های بالاتر و زمانی که مثلا یکی از ولدینشان را از دست می‌دهند، پدر و مادرشان طلاق می‌گیرند یا فرزند دیگری به اعضای خانواده‌شان اضافه می‌شود دچار این تله می‌شوند. اما مورد اول بیشتر اتفاق می‌افتد و دلیل آن به عملکرد والدین کودک در آن سن برمی‌گردد؛ مثلا اگر مادر همیشه در دسترس نباشد یا مربی مهدکودک مدام عوض شود و…، کودک از ابتدا احساس ناامنی و بی‌ثباتی می‌کند و در بزرگسالی هم همیشه می‌ترسد افراد نزدیکش رهایش کنند

انواع رهاشدگی

رهاشدگی ۲ نوع است که هر دو از روی اتفاقات دوران کودکی رقم می‌خورد؛ رهاشدگی مبتنی بر وابستگی و رهاشدگی مبتنی بر بی‌ثباتی یا فقدان. اگر در دوران کودکی، پدر و مادر کاملا حامی کودکشان باشند و نگذارند آب در دل او تکان بخورد، رهاشدگی مبتنی بر وابستگی یقه کودک را می‌گیرد و اگر فرد در کودکی از جانب پدر و مادر از لحاظ هیجانی احساس بی‌ثباتی کند و امنیت نداشته باشد، رهاشدگی مبتنی بر بی‌ثباتی یا فقدان در ذهنش شکل می‌گیرد. در حالت اول افراد اعتقاد دارند که نمی‌توانند به‌تنهایی از پس زندگی بر بیایند و زنده بمانند. آنها همیشه به فردی قوی و مستقل نیاز دارند که در انجام کارهای روزمره دست‌شان را بگیرد و کمکشان کند. در حالت دوم افراد می‌توانند به‌شدت مستقل باشند و بدون دیگران زندگی کنند اما از لحاظ عاطفی باز به نزدیکانشان وابستگی دارند و دائم در جست‌وجوی عشق، تعلق خاطر و احترام هستند. آنها همیشه می‌ترسند که نزدیکانشان را از دست بدهند.

مکث

نه، دم به تله نده!

کسانی که در دام رهاشدگی گرفتارند، به‌دنبال شریک زندگی یا همسری نمی‌گردند که بتواند آنها را به یک رابطه باثبات و ایمن امیدوار کند، بلکه مجذوب کسی می‌شوندکه آنها را در دام بلاتکلیفی بین امیدواری و ناامیدی بیندازد. آنها اکثرا به‌دنبال کسانی هستند که زیر بار ازدواج نمی‌روند و معلوم نیست سر رابطه می‌مانند یا نه. زندگی عاشقانه بی‌ثبات برای مبتلایان به تله رهاشدگی آشناتر و راحت‌تر است، چون رابطه‌های قبلی‌شان هم پیرو همین الگو بوده.

تلـه بی‌اعتمادی و بدرفتاری
فرض کنید با یک آدم جدید در زندگی‌تان آشنا شده‌اید و از او خوشتان می‌آید. به او محبت می‌کنید و سعی دارید همیشه او را خوشحال نگه دارید، اما او با یک ناباوری به اعمال شما نگاه می‌کند و همیشه مراقب است. بالاخره هم یک روز در مقابل یکی از کارهای خوب شما اسفندانی به‌شدت منفی نشان می‌دهد که دلیلش را نمی‌فهمید. به‌گمان شما، رفتارتان کاملا محبت‌آمیز بوده اما به گمان او کار شما ایراد بزرگی داشته. کسانی که همیشه با سوءظن به دیگران نگاه می‌کنند و در رفتار دیگران دائما دنبال یک چیز اشتباه می‌گردند، در تله بی‌اعتمادی گرفتار شده‌اند.

تله بی‌اعتمادی و بدرفتاری چه نشانه‌هایی دارد؟

کسانی که در این تله گرفتار هستند، همیشه فکر می‌کنند که دیگران می‌خواهند به آنها آسیب برسانند یا از آنها سوءاستفاده کنند؛ حتی اگر دلایل و مدارک محکمی برای اثبات فکرشان نداشته باشند. اگر کسی انسانی و درست با این افراد رفتار کند، آنها فکر می‌کنند حتما کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است و همیشه حالت دفاعی دارند تا مبادا آسیبی ببینند. در عین حال این افراد به کسانی که باعث پدید آمدن این تله در زندگی‌شان شده‌اند، اجازه بدرفتاری می‌دهند. چون از آنها می‌ترسند یا فکر می‌کنند آزار دیدن بهتر از این است که تنها باشند. افرادی که در این تله گرفتارند معمولا وارد روابط صمیمی با دیگران نمی‌شوند، چون به کسی اعتماد ندارند.

چی شد که اینطوری شد؟

این تله هم مثل بقیه، ریشه در کودکی دارد. تله بی‌اعتمادی در خانواده‌های مشکل‌دار و ناامن به‌شدت زیاد است. کسانی در بزرگسالی به این تله دچار هستند که در کودکی مورد بدرفتاری والدین یا اعضای خانواده خود قرار گرفته باشند؛ بدرفتاری‌های جسمی، جنسی و عاطفی. ممکن است یکی از اعضای خانواده شخص را در کودکی دائم کتک بزند. ممکن است کسی او را مورد سوءاستفاده جنسی قرار بدهد. ممکن است کسی از نزدیکان دائما شخص را تحقیر و به او توهین کند. ممکن است والدین همیشه به فرزندان گفته باشند که به هیچ‌کس ‌جز اعضای خانواده اعتماد نکنند. ممکن است خود اعضای خانواده برای شخص قابل اعتماد نباشند؛ اسرارش را فاش کنند، به او دروغ بگویند و… همه اینها ممکن است در بزرگسالی منجر به تله بی‌اعتمادی در افراد شود.

نه، اینجوری نیست

افراد گرفتار در این تله، به‌خاطر بدرفتاری‌هایی که در گذشته دیده‌اند، از وجودشان احساس شرمساری می‌کنند و خودشان را بی‌ارزش می‌دانند. آنها فکر می‌کنند لایق اتفاق‌های خوب نیستند و از حقوقشان دفاع نمی‌کنند. آنها چون بدرفتاری دیده‌اند دنیا را به‌شدت خطرناک می‌بینند و احساس می‌کنند هیچ‌جا و نزد هیچ‌کس آرامش نخواهند داشت. اینها گوشه‌ای از آسیب‌هایی است که شخص ممکن است به آن دچار شود. اما از این بدتر اتفاقی است که ممکن است بر سر نزدیکان شخص در بزرگسالی بیاید. اگر کسی که دچار تله بی‌اعتمادی است در بزرگسالی تشکیل خانواده داده باشد، ممکن است همه بدرفتاری‌هایی که با او در کودکی شده را روی همسر و فرزندانش خالی کند.

تله زندگی وابستگی
از همان کودکی هم مشخص است؛ بعضی از بچه‌‌ها بدون کمک والدین کفش‌هایشان را می‌پوشند، بدون کمک آنها به مغازه می‌روند و خرید می‌کنند، برای رنگ و مدل عروسک یا اسباب‌بازی‌شان نظر می‌دهند و…، اما بعضی نه؛ از همان کودکی به مادر یا پدرشان می‌چسبند و برای هر کاری منتظر تصمیم آنها می‌مانند. کودکان گروه اول مستقل هستند و کودکان گروه دوم وابسته؛ وابستگی‌ای که احتمالا تا بزرگسالی ادامه دارد.

شما وابسته هستید اگر…

اگر دچار این تله باشید، مسئولیت زندگی شما به دوش دیگران است؛ چون به تنهایی از پس کارهایتان برنمی‌آیید؛ تنها مسافرت نمی‌روید، تنها سینما نمی‌روید، تنها تفریح نمی‌کنید و… . افرادی که در این تله‌‌گیر افتاده‌اند، معمولا دنبال فردی قوی‌‌تر و عاقل‌‌تر از خودشان می‌گردند تا در مسائل مختلف دستشان را بگیرد. این افراد معمولا در زندگی تصمیم‌گیرنده نیستند، بلکه تصمیم‌گیری‌ها را به دیگران می‌سپارند. اینها معمولا در هیچ دوره‌ای از زندگی‌‌شان تنها زندگی نمی‌کنند. یا در کنار خانواده‌اند یا با همسرشان زیر یک سقف زندگی می‌کنند؛ بنابراین هیچ وقت تنهایی با مشکلات مواجه نمی‌شوند، اگر هم تنها بمانند اضطراب و خشم ۲حالتی است که وابسته‌‌ها در مواقع تنهایی حتما درگیرش می‌شوند. برخی افراد که شدت وابستگی‌شان خیلی بالاست حتی از خانه به تنهایی بیرون نمی‌آیند، چون می‌ترسند در مسیر برایشان اتفاقی بیفتد و کسی نباشد تا کمکشان کند. این افراد یک ترس و نگرانی دائمی را با خود حمل می‌کنند. جمله‌هایی که این افراد دائما با خود می‌گویند چنین چیزهایی است: «این کار خیلی سخت است»، «به‌تنهایی از پسش بر نمی‌آیم»، «شکست می‌خورم» و… . معمولا انسان‌های وابسته نسبت به همسالانشان از مهارت‌ها و توانایی‌های کمتری برخوردارند، چون هر‌جا گیر می‌کنند کسی می‌آید و کارشان را انجام می‌دهد. یکی از ویژگی‌های اصلی وابستگی این است که افراد به قضاوت‌هایشان در موضوعات مختلف اعتماد ندارند و برای هر کاری دنبال تأیید افراد زیادی می‌روند و از عده زیادی نظرخواهی می‌کنند. البته نظرخواهی به‌خودی‌خود مشکل نیست اما وقتی نظرخواهی آنقدر زیاد باشد که عملا تصمیم‌گیری به‌عهده دیگران بیفتد، وضع فرق می‌کند.

چی شد که اینطوری شد؟

وابستگی یا به‌خاطر حمایت افراطی والدین یا برعکسش به‌خاطر حمایت اندک آنها در سنین کودکی است. اگر والدین زیاده از حد به کودک بها بدهند و حمایتش کنند، احتمالا او را به سمت وابستگی سوق می‌دهند. حمایت‌های افراطی بعضی والدین باعث می‌شود کودک اصلا دنبال استقلال نرود، چون اصولا جلوی رفتارهای مستقلانه‌اش گرفته می‌شود، والدین فقط رفتارهای وابسته گونه او را تشویق می‌کنند. والدینی که از بچه‌ها کمتر حمایت می‌کنند هم به‌شکل دیگری آنها را وابسته می‌کنند. در این حالت بچه خیلی زودتر از بچه‌‌هایی با شرایط معمولی، باید دست به انجام کارهایش بزند؛ کارهایی که فراتر از سن او هستند. در این میان اتفاقی که می‌افتد این است که بچه با این کارها به غلط تصور می‌کند مستقل شده است. درحالی‌که هنوز آنقدر که باید طعم وابستگی که در آن سن لازم دارد را نچشیده است. به این خاطر تا بزرگسالی به‌رغم اینکه مستقل به‌نظر می‌آید همچنان وابستگی در او می‌ماند؛ انگار که زود از شیر گرفته شده باشد.

نه، دُم به تله نده!

انسان‌های وابسته، وقتی به سن ازدواج نزدیک می‌شوند، اغلب سراغ کسانی می‌روند که این حس وابستگی را در آنها تشدید و تشویق کنند؛ مثلا کسانی که دوست دارند حرف اول را در خانه بزنند و قدرتشان را اعمال کنند. آنها با چنین انتخابی همچنان در کودکی‌شان می‌مانند و هرگز برای مستقل‌شدن اقدامی نمی‌کنند. تنها تفاوت حال و گذشته زندگی این افراد، حامی آنهاست. به جای پدر و مادر، این همسر است که در بزرگسالی نقش حامی افراد وابسته را بازی می‌کند و آنها را همچنان در وابستگی نگه می‌دارد. اگر این تله به جان زندگی‌تان افتاده، حواستان به ازدواجتان باشد.

مکث

یک تصویر آشنا

سریال «در پناه تو» را یادتان هست؟ همان که داستان چند دانشجوی هنر را روایت می‌کرد که به‌خاطر یک لج و لجبازی بچگانه درگیر کلی مسئله پیچیده در زندگی‌شان شدند. رامین (رامین پرچمی) که همسر مریم (لعیا زنگنه) شده بود، در این سریال نقش یک فرد وابسته را بازی می‌کرد؛ مرد بی‌عرضه و دست و پا چلفتی‌ای که معمولا نظری نداشت و سکان زندگی‌اش را به‌دست مادرش داده بود و در تمام تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی‌اش از او دستور می‌گرفت و درست همان کاری را می‌کرد که آنها می‌خواستند. همین وابستگی هم بود که عاقبت کار دستش داد و باعث شد زندگی‌اش از هم بپاشد.

تله محرومیت هیجانی
تولد دوست صمیمی‌تان نزدیک است. برایش یک جشن تولد تدارک دیده‌اید و همه تلاشتان را کرده‌اید تا متفاوت‌ترین جشنی که می‌توانید را برایش رقم بزنید. هدیه خاصی هم برایش خریده‌اید که با اینکه آنچنان گران نیست، اما از علاقه شما به او حکایت دارد. فکر می‌کنید حالا دوست‌تان از خوشحالی پرواز می‌کند اما… دوست شما با دیدن هدیه حسابی دمغ می‌شود و در خود فرو می‌رود. به‌نظر او، شما آنقدر که او برایتان اهمیت قائل است، برایش اهمیت قائل نیستید یا آنکه آنقدر که او دوست‌تان دارد، دوستش ندارید. از کجا به چنین نتیجه‌ای رسیده؟ از آنجا که هدیه‌ای که شما برایش گرفته‌اید از هدیه‌ای که او به شما داده بود، بسیار ارزان‌تر است. چنین کسی- که محبت دیگران همیشه برایش کم است- احتمالا دچار محرومیت هیجانی است.

شما در تله محرومیت هیجانی گیر افتاده‌اید اگر…

ممکن است اوضاع عاطفی زندگی امروزتان خوب به‌نظر برسد؛ همسر خوبی داشته باشید، دوستان خوبی یا فرزندان خوبی. کسانی که به‌نظر دوست‌تان دارند و به‌شما محبت می‌کنند. اما… کسی که در دام «تله زندگی محرومیت هیجانی» گرفتار شده باشد، هیچ وقت از شرایط عاطفی‌اش راضی نیست. او فکر می‌کند هیچ وقت نیازش به دوست داشته شدن، از سوی دیگران برآورده نشده و نخواهد شد. چنین کسی نیازهایش را به شریک زندگی‌اش نمی‌گوید و بعد از اینکه این نیازها برآورده نشدند احساس ناامیدی می‌کند و دائم نزدیکانش را به‌خاطر توجه ناکافی سرزنش می‌کند و… . محرومیت هیجانی مثل این است که در زندگی به‌دنبال گمشده‌ای می‌گردید که دقیقا نمی‌دانید چیست و هیچ وقت پیدایش نمی‌کنید. به این خاطر نوعی احساس پوچی و بی‌معنایی در زندگی همراه همیشگی شما می‌شود. در این تله، شخص احساس می‌کند هیچ‌کس به او توجه ندارد و هیچ‌کس واقعا احساس‌های او را درک نمی‌کند. او خودش را لایق رابطه با افراد بی‌عاطفه، انعطاف‌ناپذیر و خشن می‌داند. شاید هم خودش همین خصوصیات را داشته باشد. فرد مبتلا به محرومیت هیجانی، دائم بین ۲ احساس عصبانیت از یک سو و تنهایی از سوی دیگر سرگردان است و همین عصبانیت اتفاقا او را تنهاتر می‌کند. کسانی که دچار این محرومیت هستند، اغلب به آدم‌های بسیار پرتوقعی تبدیل می‌شوند. کسانی که در محبت گرفتن سیری‌ناپذیرند؛ یعنی هیچ اقدامی از طرف نزدیکان آنها را سیر نمی‌کند و همچنان تشنه محبت هستند. سرخوردگی از دیگران هم می‌تواند یکی از نشانه‌های دیگر محرومیت هیجانی باشد.

چند نوع محرومیت هیجانی داریم؟

۳نوع. محرومیت از محبت، محرومیت از همدلی و محرومیت از حمایت. مورد اول، به عواطف جسمانی مربوط است. مثلا کسانی که مادرشان در کودکی آنها را در آغوش می‌گرفته، می‌بوسیده و… محرومیت از محبت را ندارند. همدلی به درک دنیای ذهنی شما و افکارتان و تأیید آنها ربط دارد. این محرومیت در افرادی پررنگ است که مادرشان با آنها حرف نمی‌زده، حرف‌هایشان را گوش نمی‌داده و کلا مادر و فرزند به هم احساس نزدیکی نمی‌کردند. محرومیت از حمایت هم برای بچه‌‌هایی است که در خانه‌شان کسی را ندارند که با او مشورت کنند یا در حضور او احساس امنیت داشته باشند و…

چرا اینجوری شد؟

ریشه این اتفاق را باید در مادر یا در یکی از نزدیکان که مسئول نگهداری (مسئول محبت مادرانه) از کودک بوده، پیدا کرد. مادری که سرد باشد، کودک را بغل نکند، نبوسد، نیازهایش را نداند، برای او وقت نگذارد، نتواند او را آرام کند و به‌طور کلی این احساس را به کودک بدهد که برای افراد مهم زندگی‌اش باارزش نیست و دوست داشته نمی‌شود، باعث می‌شود این محرومیت تا بزرگسالی همراه او باشد.

خودت را کنترل کن رفیق

بعضی افرادی که دچار این محرومیت هستند سعی می‌کنند با خصومت‌ورزی و پرتوقعی، احساس محرومیت خود را جبران کنند. این افراد خودشیفته هستند. آنها طوری رفتار می‌کنند که انگار از عالم و آدم طلبکارند. همانطور که گفتیم توقعات آنها زیاد است. به این خاطر گاهی نزدیکان خود را برای دستیابی به خواسته‌هایشان استثمار می‌کنند.

+ «تله زندگی» چی هست؟
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت اسفندان محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس