| شعر نو ( دنیای من ) |
|
|
|
| يكشنبه ، 4 دی 1390 ، 22:15 گزارش شده توسط: اسفندانی/ |
|
در میان اشک هایی جاودان در میان دستهایی بی نشان خاطرم لرزید و یک باره شکست تیره شد دنیا و خم شد آسمان قسمت این عاشقی شد انتظار قسمتی که هی ورق می زد جهان عشق با تردید یعنی پوچ و هیچ همچو گل یا پوچ در دستانمان که تواند باز گوید حال من؟ رشته افکار بی تکرار من من،خدا،تو،آسمان،یک رشته ایم رشته ای که شد سرشت و جان من غُصه اینجا حکمرانی می کند تا تو هستی غایب از چشمان من بوی ریحان،بوی عشق،بوی خدا چه عذابی می کشند چشمان من من کجا و عشق پاک کبریا دیدنت یک بار شد دنیای من با خدا در شعر عشق بازی می کنم تا که باز آرد به من دنیای من تا جهان هست و من و تو زنده ایم کّس نباشد غیر تو دنیای من باز میثم شعر نو آغازکرد شعر من برخواست از احساس من
میثم اسفندانی01/10/1390 این مطلب را در سایت خود درج کنیدجهت درج این مطلب در وب سایت خود, متن زیر را کپی و در مطالب سایت خود وارد نمایید. پیش نمایش :
شعر نو ( دنیای من ) يكشنبه, 04 دی 1390 در میان اشک هایی جاودان در میان دستهایی بی نشان خاطرم لرزید و یک باره شکست تیره شد دنیا و خم شد آسمان قسمت این عاشقی شد انتظار قسمتی که هی ورق می زد جهان عشق با تردید یعنی پوچ و هیچ همچو گل یا پوچ در دستانمان که تواند باز گوید حال من؟ رشته افکار بی تکرار من من،خدا،تو،آسمان،یک رشته ایم رشته ای که شد سرشت و جان من غُصه اینجا حکمرانی می کند تا تو هستی غایب از چشمان من بوی ریحان،بوی عشق،بوی خدا چه عذابی می کشند چشمان من من کجا و عشق پاک کبریا دیدنت یک بار شد دنیای من با خدا در شعر عشق بازی می کنم تا که باز آرد به من دنیای من تا جهان هست و من و تو زنده ایم کّس نباشد غیر تو دنیای من باز میثم شعر نو آغازکرد شعر من برخواست از احساس من میثم اسفندانی01/10/1390 © 2012 - وب سایت رسمی روستای اسفندان |
















